دیگه وقته شه  

پاییز عزم رفتن دارد.میشنوی صدای سرد زمستان را ؟؟
زمستان این پیرمرد خسته و رنجور در راه است
می آید تا به بهانه سرمایش با آغوش های گرم
جبران کنیم کمبود عاطفه اهالی این دیار را...
می آید تا با نگاه های گرم
جبران کنیم سردی رفتار این اهالی را...
می آید تا خوشبختی را جار بزنیم
با دو فنجان چای گرم و دو نگاه گرم و دو دل گره خورده به هم
چای را دم کن که زمستان نزدیک است

ادامه مطلب  

پاییز عزم رفتن دارد...  

 
پاییز عزم رفتن دارد. میشنوی صدایِ سرد زمستان را؟ زمستان، این پیرمردِ خسته و رنجور در راه است. می آید تا به بهانه سرمایش، با آغوشهایِ گرم جبران کنیم کمبود عاطفه اهالی این دیار را. می آید تا با نگاه هایِ گرم جبران کنیم سردیِ رفتار این اهالی رو.. می آید که خوشبختی را جار بزنیم با دو فنجان چایِ گرم و دو نگاهِ گرم و دو دِلِ گِره خورده به هم...!
چای را دَم کن که زمستان در راه است...

ادامه مطلب  

آغازِ تو  

زمستان را دوست دارم؛ چون آغازِ تو در قلب زمستان است:)))
جانِ دلم یلدایت مبارک...
 
*تماس مشکوک امیدوارم به بهترین اتفاق ممکن ختم شه:)))
#سیزده اصنم نحس نیس خیلیم مبارک و خوش یمنه:))
یلداتون پیش پیش مبارک و دلاتون شادِ شاد:)
تهرانیا ویژه حالتون خوش و شهرتون آروم...

ادامه مطلب  

آغازِ تو  

زمستان را دوست دارم؛ چون آغازِ تو در قلب زمستان است:)))
جانِ دلم یلدایت مبارک...
 
*تماس مشکوک امیدوارم به بهترین اتفاق ممکن ختم شه:)))
#سیزده اصنم نحس نیس خیلیم مبارک و خوش یمنه:))
یلداتون پیش پیش مبارک و دلاتون شادِ شاد:)
تهرانیا ویژه حالتون خوش و شهرتون آروم...

ادامه مطلب  

بالاخره رسید...  

زمستان سفید؛ زمستان پیراسته و پاک؛ چه زود مرهم گذاشتی همه‌ی زخم‌های این چند سال را... چه زود تمام شد آن‌همه تیرگی اگرچه هزار سال گذشت!
حالا چیزی برای رسیدن نمانده؛ انتظاری برای کشیدن نیست! بگذار همین‌طور روزها آرام و پشت سر هم سپری شوند...
زنده باد این روزها... زنده باد تو... زنده باد زلزله و آلودگی هوای تهران که نمی‌تواند ذره‌ای دلم را بلرزاند...

ادامه مطلب  

 

سفر تازه آغاز میشود ، زمستان را به رنگ عشق میكنم ، من به گرمای بودنت گرم میشوم ، قهوه های ما همیشه داغ است ، خیال بیدار تر از دیروز تو را میخواند ؛ زمستان را با تو میچشم با نگاه تو با حس خوب تو .....
شعر هایم را پای تو میریزم كه می خواهم با تو روزهایم را از نوع بسازم ......
 
***** وقتی چشمای مرا میخواند ، شعرهایم بی واهمه برایش سرازیر میشوند ، گاهی به اشتباه منتظر كسی هستی كه اصلا بود و نبودش فرقی نمیكنه ؛ چشم كه باز میكنی میبینی كه عاشقی زیبا و دلی مهرب

ادامه مطلب  

(شعر زمستان از محمد داریونی)  

"زمستانزمستان است
نگاه سردتو بر من زمستان است
صدای سرد تو بر من زمستان است
بهار چشم تو بر من زمستان است
به گرمی دل نمیبندم
دلم لبریز از سردیست
در آغوشت پناهم نیست
چرا دنیا چرا دنیا
دلم از درد میسوزد
کسی با من موافق نیست
به درد خود گرفتارم
لبانم خشک از سردیست
صدایم مرده
دل خشکیده
دنیایم زمستان است
چرا دنیا چرا دنیا؟ ...

ادامه مطلب  

59- برا عشقی که تو قلبمونه :)  

بسم الله الرحمن الرحیم ./

با رشته های حرف های عاشقانه 
من شعر می بافم برایت بی بهانه
مصرع به مصرع زیر و رو کردم دلم را
تا یک ردیف از سر بگیرم ماهرانه
در واژه هایم بی هوا - هـااا - میکنم هی
تا گرم گردد دست هایت زین دلانه
فصل زمستان آمده با نو عروسش
رخت سپیدی بر تنش ... چه شاعرانه
می آیی و میپیچد اینجا عطر یک مرد
باریده ابری برفهای شادی اش را نوبرانه
پیراهنت! این رختهای بر تنت را دوس دارم
از بوسه ام پر گل شده هر چارخانه
وصل تو شیرین است چنان در فصل سرم

ادامه مطلب  

باران  

حرف ما را که نمیخواند خدای آسمان/
مینویسی خشکسالی را به پای آسمان/
این زمستان هم خبر از بارش باران نبود/
درد دل گر من نمیکردم برای آسمان/
تا که آمد برزبانم اسم تو بالا گرفت/
در دل شب ناله ها و های های آسمان/
برد از یادم گلایه کردن از دست ترا/
گریه ی بی اختیار و نابجای آسمان/
بعد ازاین وقتی که سردی میکنی با عشق من/
میگذارم سر به روی شانه های آسمان/
[ ]
این زمستان هم خبر از بارش باران نبود/
درد دل گر من نمیکردم برای آسمان/
محمد بهرامی عیسی آبادی

ادامه مطلب  

کمر کرمانشاه شکست  

سرد است و آذربی رحم تر از همیشهچو پتک می کوبدبر استخوان کمر شکسته های کرمانشاهسرد است و آذرسفید کرده است غرب راو زمین همچنان زیر پای آوارگان می لزردکاش بگذرد این زمستان لعنتیکاش بگذرد این برف از سر یتیمان مادر مرده که تنها سقفشان آسمان صاف آبان بودکاش بگذرد این سال شوم و بهار در قلب مادران کرد زبان شکوفه کندمردان دوباره دستمال های رنگی را به دست بگیرند و کودکان در حسرت جایی گرم روی برف زانو نزنندکاش آذر بگذرد کاش این زمستان بگذرد ...#رضا_ماف

ادامه مطلب  

زمستان  

 این  روزها مد شده است تا فصلی میخواهد برود همه برایش مینویسند و برای  فصلی که قرار است بیایید خوش امد میگوییندمیخواهم پاییز نرفته برایش بنویسم و به فصل سرما خوش امد بگوییمبگذار یک بار هم ما روی مد باشیم قبل از همهپاییز عزیزم خدا پشت و پناهت ،امسال با تنهاییم مدارا کردی و برگهای نارنجی رنگت را نگذاشتی زیر پایم باشد تا ناراحت شوم از قدم زدن های تنهاییاز تو ممنونم مرد مهربان رفتگر که جارو کردی برگهای از یار (درخت)جدا شده را تا کم تر عذاب بکشند

ادامه مطلب  

روز بارانی پلدشت  

امروز شهرستان پلدشت با دمای ۸ درجه بالای صفر و هوای ابری شاهد بارش باران در یازدهمین روز زمستان بود. باران در چند نوبت خوب بارید و هوا را تلطیف نموده و نسبت به دیروز ۷ درجه پایین آمد.
چند روز گذشته دما تا ۱۵ درجه بالای صفر رفت و زمستان را فراموش نمود.

ادامه مطلب  

روز بارانی پلدشت  

امروز شهرستان پلدشت با دمای ۸ درجه بالای صفر و هوای ابری شاهد بارش باران در یازدهمین روز زمستان بود. باران در چند نوبت خوب بارید و هوا را تلطیف نموده و نسبت به دیروز ۷ درجه پایین آمد.
چند روز گذشته دما تا ۱۵ درجه بالای صفر رفت و زمستان را فراموش نمود.

ادامه مطلب  

روز بارانی پلدشت  

امروز شهرستان پلدشت با دمای ۸ درجه بالای صفر و هوای ابری شاهد بارش باران در یازدهمین روز زمستان بود. باران در چند نوبت خوب بارید و هوا را تلطیف نموده و نسبت به دیروز ۷ درجه پایین آمد.
چند روز گذشته دما تا ۱۵ درجه بالای صفر رفت و زمستان را فراموش نمود.

ادامه مطلب  

روز بارانی پلدشت  

امروز شهرستان پلدشت با دمای ۸ درجه بالای صفر و هوای ابری شاهد بارش باران در یازدهمین روز زمستان بود. باران در چند نوبت خوب بارید و هوا را تلطیف نموده و نسبت به دیروز ۷ درجه پایین آمد.
چند روز گذشته دما تا ۱۵ درجه بالای صفر رفت و زمستان را فراموش نمود.

ادامه مطلب  

دیوونه شو ، عاقل شدم ...  

همیشه زمستان که میشود اتفاقات عجیب و غریبی می افتد ؛
خدا به خیر کند این زمستان را تنهایی ...
:/
+فکر نمیکردم هیچوقت سهراب پاکزاد گوش بدم!!!
ولی چند روزه قفلم روش ...
ببین چیکار کردی با دلم باز ...
+ازش بدم میاد ازت ...
+این پنجشنبه ، این هفتم برایم فرق می کند ...

ادامه مطلب  

سرخ پوست ها و ریس جدید  

اعضای
قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»رییس
جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برای احتیاط
برید هیزم تهیه کنید» بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا
امسال زمستون سردی در پیشه؟»



پاسخ: «اینطور به نظر میاد»، پس رییس به مردان قبیله
دستور میده که ...بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه
به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟»پاسخ:
«

ادامه مطلب  

شاعرانه  

چند قدم مانده به رقصیدن برف /
یک نفس مانده به سرما و به یخ /
چشم در چشم زمستان دگر /
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه به شما /
یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما...

ادامه مطلب  

فصل زمستان را نمیفهمم  

من آخرِ پاییز جا ماندم !
فصل زمستان را نمیفهمم
رفتی! قسم خوردی که میمانی
معنای ایمان را نمیفهمم...
با خاطرات و گریه درگیرم
از غصه و سردرگمی سیرم
هرچند دلتنگت شدم ناجور!
اما سراغت را نمیگیرم...
دی طعمِ آذر میدهد جانم
ته مانده های خیسِ پاییزم
صد سال بعد از رفتنت حتی
جا مانده در شعری غم انگیزم...
جای تو و عطر تنت مانده
زانوی غم در عمق آغوشم
مشکی به تن کردم جهانم شد
با رفتنت همرنگِ تن پوشم
پاییزم اما برف میبارد!
هر لحظه دی لج میکند با من!
دی بس کن این دیو

ادامه مطلب  

فصل زمستان را نمیفهمم  

من آخرِ پاییز جا ماندم !
فصل زمستان را نمیفهمم
رفتی! قسم خوردی که میمانی
معنای ایمان را نمیفهمم...
با خاطرات و گریه درگیرم
از غصه و سردرگمی سیرم
هرچند دلتنگت شدم ناجور!
اما سراغت را نمیگیرم...
دی طعمِ آذر میدهد جانم
ته مانده های خیسِ پاییزم
صد سال بعد از رفتنت حتی
جا مانده در شعری غم انگیزم...
جای تو و عطر تنت مانده
زانوی غم در عمق آغوشم
مشکی به تن کردم جهانم شد
با رفتنت همرنگِ تن پوشم
پاییزم اما برف میبارد!
هر لحظه دی لج میکند با من!
دی بس کن این دیو

ادامه مطلب  

فصل زمستان را نمیفهمم  

من آخرِ پاییز جا ماندم !
فصل زمستان را نمیفهمم
رفتی! قسم خوردی که میمانی
معنای ایمان را نمیفهمم...
با خاطرات و گریه درگیرم
از غصه و سردرگمی سیرم
هرچند دلتنگت شدم ناجور!
اما سراغت را نمیگیرم...
دی طعمِ آذر میدهد جانم
ته مانده های خیسِ پاییزم
صد سال بعد از رفتنت حتی
جا مانده در شعری غم انگیزم...
جای تو و عطر تنت مانده
زانوی غم در عمق آغوشم
مشکی به تن کردم جهانم شد
با رفتنت همرنگِ تن پوشم
پاییزم اما برف میبارد!
هر لحظه دی لج میکند با من!
دی بس کن این دیو

ادامه مطلب  

پدرم  

در همان نگاه اول معلوم بود که چقدر پیر و تکیده شده اند. اگر چه مامانم وضع بهتری داشت. بابام انگاری جوجه شده بود. با آن دستان انگشتان بزرگ که تنها چیزی بود که از سایز بزرگ از تنش باقی مانده بود. بقیه پیری بود که جلوه می نمود و گلوی آدم را این واقعیت تلخ میفشرد که پیری لاجرم از راه رسید. پوست پشت بازویش کشیده می شد و آویزان می نمود. پاهایش از خواب که برمیخواست نای راه رفتن نداشت و دائم می گرفت. موهایش را هم کوتاه کرده بود. چقدر دلم تنگ می شود. دائم نگ

ادامه مطلب  

موضوع انشا: زمستان  

یکی از دسته بندیهای رایج برای آدمها، و حتی انسانها، گرمایی بودن و سرمایی بودن است. اما سوای اینها و هر چه، من جزو آن دسته آدمها، و حتی انسانها، ای هستم که عاشق زمستان اند. یعنی من به طور شدیدالعاشقی، وصفِ زمستانم.
زمستان همیشه رنگ و بوی خود را داشت. خصوصن آن موقع که بچه تر بودم. آن موقع ها شما یادتان نمی آید، خودم هم یادم نمی آید راستیتش. ولی ملت همیشه دوست دارند بگویند همه چی قدیمی اش بهتر بوده و اینها. حتمن زمستان هم قدیمی اش بهتر بوده.تنها خاط

ادامه مطلب  

موضوع انشا: زمستان  

یکی از دسته بندیهای رایج برای آدمها، و حتی انسانها، گرمایی بودن و سرمایی بودن است. اما سوای اینها و هر چه، من جزو آن دسته آدمها، و حتی انسانها، ای هستم که عاشق زمستان اند. یعنی من به طور شدیدالعاشقی، وصفِ زمستانم.
زمستان همیشه رنگ و بوی خود را داشت. خصوصن آن موقع که بچه تر بودم. آن موقع ها شما یادتان نمی آید، خودم هم یادم نمی آید راستیتش. ولی ملت همیشه دوست دارند بگویند همه چی قدیمی اش بهتر بوده و اینها. حتمن زمستان هم قدیمی اش بهتر بوده.تنها خاط

ادامه مطلب  

زمستان  

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید،نتوان
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛
که سرما سخت سوزان است
نفس،کز گرمگاه سینه می آید برون،ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است،پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من!ای ترسای پیر پیرهن چرکین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آی...
دمت گرم

ادامه مطلب  

دوباره زمستان و یاد کرسی و چای داغ  

دو باره یادِ همنشینی و همگویی و همدمی و همراهی، و دوباره زمستان آمد و باز دلمان هوای کرسی و دور هم بودن و همنشینی می کند هوای آتش و ذغال، هوای دستان نازک مادر و مادر بزرگ هایی که با نفس گرمشان گرم می شدیم. می خواهم در چنین روزی زیر کرسیِ داغ بنشینم و دوباره از دستان پر مهر مادرم چای بنوشم. بگذارید بر گردم به روزهای از یاد رفته ای که هر بامداد انتظار شعله ور شدنِ آتش اجاق را از جانب مادرمان داشتیم، کرسی ها اگر چه به آتش گرم می شدند اما دوام نداشتن

ادامه مطلب  

راز  

راز
 
نام شفا یافته: عبدالحسین. م
اهل: قاین
نوع بیماری: فلج بر اثر ترکش و مجروحیت جنگی
تاریخ شفا: زمستان 1365
اینکه عبدالحسین با آن حال و روزگار غریب و در آن سرمای تن سوز زمستان، نرسیده به خانه، خستگی بدر نکرده ازتن و وجود، دوباره برگردد به حرم، کمی عجیب می نمود.

ادامه مطلب  

دق نگاه  

از سفر برگشته ای و در حال و هوای سفری هنوز. یک جور هپروت، یک جور لبخندی ناشی از خیال آن همه زیبایی، در فضایی دگر سیر میکنی. الکی خوشی. خود را با مردمان شهر بیگانه میبینی هنوز. چرا اینقدر عجله دارند؟ چرا درنگی نیست؟ در هپرپتی که یک لحظه میبینی، کلی کار و مسئولیت ریخت بر سرت. بر گُرده ات سنگینی کرد. « داداش ، یالله، بجنب، عجله کن از هپروت بدرآ وگرنه نمی‌توانی، این همه را جمع و جور کنی, گفته باشم ها»
دقیقا این جمله بالا حرفهای ندای درونم بود.
پس به

ادامه مطلب  

شوکران  

از رفتن پاییزغصه نخور
زمستان برای ما نسل دلتنگ
فصل زیباتری است...
باران نمی بارد
تا بوی هیچ خاطره ای بلند نشود
باران که چه عرض کنم
هواهم سرد نمیشه که آدم شالگردن سفیدشو بندازه دورگردنش
و قدم بزنه تو خاطراتش و عمری که بسان نور گذشت نه باد
بیخیال بابا این نیز بگذرد
بفرما چاییت سرد شد ننه جون...

ادامه مطلب  

تابلوئه دارم میرا می خونم دیگه  

کار را به جایی رساندم که با تویا هم خوابیدم. تویا خودش را در یک شب زمستان تسلیم من کرد، همان طور که تسلیم دیگران کرده بود. اما بعد، وقتی به خواب رفت، بدن بی حرکتش را تماشا کردم و گریستم. و در آن موقع بود که  فهمیدم هرگز بهبود نخواهم یافت.

ادامه مطلب  

دارم دلکی به تیغ هجران خسته  

حالا دیدی؟!پاییز هم تمام شد یلدا هم گذشت زمستان هم تمام میشود هیچ چیز پایدار نیست!اما دلی که تنگ باشد همش به دنبال بهانه میگردد که دلتنگی اش را با یک زنگ یا یک پیام توجیه کند!این ها تقصیر هیچ کس نیست...مشکل دلهایمان است...که زود به زود تنگ میشود!!!❤

ادامه مطلب  

پیشینه جشن شب یلدا و رسم و رسوم آن  

شب یلدا یا شب چله آخرین روز آذرماه، شب اول زمستان و درازترین شب سال است.ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلند تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
 
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه های

ادامه مطلب  

درس زندگی  

مردی جهاندیده چهار فرزند داشت. برای آنكه درسی از زندگی به آنها بیاموزد آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی‌ای فرستاد که در فاصله‌ای دور از خانه شان روییده بود.
پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فراخواند، از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند.
پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و درهم پیچیده. پسر دوم گفت: نه… درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.


ادامه مطلب  

پیوست به روز شصت و هشتم  

خیلی عادت به چک کردن پروفایل بقیه ندارم اما دیشب برخلاف عادت شروع کردم پروفایل های تلگرام رو دیدن،میخکوب شدم با دیدن عکسش،نمیتونم دقیقا بگم چه حسی داشتم از دیدنش.شما که غریبه نیستید انگاری قاطی کردم.مگه میشه هم ازکسی بدت بیاد و هم خوشت بیاد؟مگه میشه  ازش رنجیده خاطر و عصبی باشی اما با دیدنش دلتنگ هم بشی؟
خلاصه که با دیدنش و مرور یسری خاطره ها اخلاقم مزخرف شد.انقدر عصبی بودم که حتی با مامان هم بد حرف زدم :(
توی تلگرام یک متنی خوندم که انگار در

ادامه مطلب  

پیوست به روز شصت و هشتم  

خیلی عادت به چک کردن پروفایل بقیه ندارم اما دیشب برخلاف عادت شروع کردم پروفایل های تلگرام رو دیدن،میخکوب شدم با دیدن عکسش،نمیتونم دقیقا بگم چه حسی داشتم از دیدنش.شما که غریبه نیستید انگاری قاطی کردم.مگه میشه هم ازکسی بدت بیاد و هم خوشت بیاد؟مگه میشه  ازش رنجیده خاطر و عصبی باشی اما با دیدنش دلتنگ هم بشی؟
خلاصه که با دیدنش و مرور یسری خاطره ها اخلاقم مزخرف شد.انقدر عصبی بودم که حتی با مامان هم بد حرف زدم :(
توی تلگرام یک متنی خوندم که انگار در

ادامه مطلب  

عقود-اقسام عقد در قانون مدنی  

سی عقد كه در قانون مدنی ذکر شده و گفته میشه که چه نوع عقدی هستند:
مثلا جایز یا لازم.اذنی. معوض یا غیر معوض.رضایی.عيني.عهدی یا مطلق یا موقت ....اولین عقدی که بشر منعقد کرد نکاح : لازم _ عقد رضایی( ساده) _ غیر معوض _ عهدی _ غیر قابل تعلیق _ هم بصورت دائم و هم موقت.
معاوضه : لازم _ رضایی _ معوض _ تملیکی
بیع: لازم _ رضایی _ معوض _ تملیکی
اجاره : لازم _ رضایی _ معوض _ تملیکی _ موقت
صلح : لازم _ رضایی _ معوض / غیر معوض _ عهدی / تملیکی.
وکالت : جایز _ رضایی _ غیر معوض _ اذنی _ مط

ادامه مطلب  

تاریخچه درخت کریسمس  

از دیرباز درختانی که در طول زمستان، سبز و با نشاط باقی می ماندند برای مردم اهمیت زیادی داشتند. گفته می شود که در دوران باستان شاخه هایی از این درخت ها را روی در و پنجره های خانه ها وصل می کردند تا طراوت و سرزندگی آن ها وارد زندگی مردم شود. به همین خاطر است که در تصاویر قدیمی شاهدیم که گاهی درخت کریسمس به صورت وارونه از سقف آویزان می شد و حتی آن ها را با زنجیر میانه اتاق ها آویزان می کردند تا به عنوان لوستر عمل کند. به مرور زمان در برخی از کشورها

ادامه مطلب  

تبریک شب چله  

شب اول زمستان را به این دلیل « شب چله » می‌گویند، زیرا در پندار ایرانیان، کشف آتش توسط هوشنگ، پادشاه پیشدادی در دهم بهمن ماه صورت گرفته است و فاصلة اول دی تا دهم بهمن، چهل روز است و این چهل روز اول زمستان را نیاکانمان « چلة بزرگ » می‌گفتند. پس از آن، چلة کوچک شروع می‌شود که بیست روز از بهمن و بیست روز از اسفند ماه را شامل می‌شد. همچنین در فرهنگ مردم عامیانه، بیست روز آخر ماه بهمن به « چلة کوچک » معروف است.از نظر نجومی، در کوتاه‌ترین روز سال، خ

ادامه مطلب  

درباره آب و هوای مراکش  

به طور کلی، آب و هوای مراکش معتدل و نیمه گرمسیری ست که توسط بادهای اطلس و مدیترانه خنک می شود. دمای هوا در داخل کشور بیشتر است، زمستانهای نسبتا سرد و تابستانهای بسیار گرمی دارد. در حقیقت هرچه به سمت اقیانوس بروید زمستان سردت و تابستان خنک تر می باشد. در ایننجا اطلاعاتی درباره وضعیت آب و هوایی مراکش ارائه کرده ایم:
 
تابستان در مراکش (از ژوئن تا آگوست) گرمای صحرایی طاقت فرساست و در ارتفاعات و شهرهای حاشیه سواحل اقیانوس اطلس مثل کازابلانکا و اس

ادامه مطلب  

یلدا  

پاییز جان

هیاهوی یلداست
شنیده ام که داری می روی
 اصلا معلوم نشد کی آمدی که الان قصد رفتن کرده ای نه از برگ ریزانت سیر شدیم
نه از بارانت
انگار تو هم بین آدم ها غریبی میکنی

بگذریم

بیا و لطفی کن

حالا که میروی

غم و اندوه مردمم را هم با خود ببر

به زمستان بگو شادی هایمان را هم به مانند شب هایش بلند کند

حال که میروی به سلامت برو

قول می دهم سال بعد که آمدی

خاطرات روزهای برفی زمستان

بهار شدن آرزوهایم

و حرارت و لذت روز های تابستانی ام را

کنار تمام چ

ادامه مطلب  

طرح گیسوی دراز تو مگر پاییزیست؟  

حیف باشد که نگاه تو به دعوا بکشد 
جنگ چشمان تو با من به مدارا بکشد
 
طرح گیسوی دراز تو مگر پاییزیست ؟
نقشه ی فصل زمستان ، شب یلدا بکشد !
 
یک شب از اینهمه شب تا به زمستان باقیست
مثل گیسوی تو ، آن شب ، به دارازا بکشد
 
سخن از سلسله ی موی تو ناب است ولی
ترسم این صحبت موی تو به هر جا بکشد
 
اگر از عشق بپرسی که بگوید مجنون
با سر انگشت نشان ، نقشه ی لیلا بکشد
 
زندگی فرصت خوبیست برای دیدار
نگذاریم که دیدار به رویا بکشد

ادامه مطلب  

دلم گرفت  

هم در هوای ابریِ آبان دلم گرفت
هم در سکوتِ سردِ زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسیدهرجا گرفت نـم‌نـمِ باران...دلم گرفت
با خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر...وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفت
بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شوداز بس شلوغ بود خیـابان دلم گرفت
امروز جمعه نیست، ولی با نبودنتمانند عصر جمعهٔ تهران دلم گرفت...
مجید_ترکابادی 

ادامه مطلب  

شنبه 1396/10/9  

به نام خدای مهربون
سلام به مامان وباباهای عزیزمون
فعالیت امروز گل های قشنگمون :
برنامه صبحگاه و صبحانه
تقویم روز
صحبت در مورد پوشش زمستان
بازی روز اسباب بازی ها
کلاس قرآن
میان وعده
کلاس زبان
لگوبازی
آواشناسی
ناهار و استراحت 
صبحانه : نیمرو - شیر
ناهار : چلو  جوجه کباب  -سوپ- دوغ
عصر خوش

ادامه مطلب  

هوای دو نفره  

جان من است این آسمان که میفهمد تو را کنارم ندارم و هوای اطرافم را دو نفره نمی کند تا دلم بیش از این از نبودنت نگیرد...
 
*اینجانب به هوای ابری، باران و برف بسیار علاقه مند میباشد ولی تا دلخواهش نباشد میخواهد دنیا نباشد چه برسد به هوای دو نفره!!!
 
**اینجا شبا آسمون ستاره بارون، روزا آفتابی و گرم:)هوای تابستانی در زمستان:/

ادامه مطلب  

هوای دو نفره  

جان من است این آسمان که میفهمد تو را کنارم ندارم و هوای اطرافم را دو نفره نمی کند تا دلم بیش از این از نبودنت نگیرد...
 
*اینجانب به هوای ابری، باران و برف بسیار علاقه مند میباشد ولی تا دلخواهش نباشد میخواهد دنیا نباشد چه برسد به هوای دو نفره!!!
 
**اینجا شبا آسمون ستاره بارون، روزا آفتابی و گرم:)هوای تابستانی در زمستان:/

ادامه مطلب  

دُرنای امید!  

اولین بار سال قبل، درمورد «امید» ، تنها بازمانده درناهای جمعیت غربی سیبری که برای گذران فصل زمستان به فریدونکنار می­ آمدند، در مقاله‌ای در وبسایت روزنامه شرق و به قلم «صدرا محقق» خوندم (اینجا). این درنا حدود 10 سال پیش جفت خودش رو به­ دلیلی نامشخص اما مشخصا به خاطر دخالت­ های انسانی از دست میده. بعد از اون و به خاطر تک‌جفت بودن این نوع درنا، و اینکه درصورت از دست دادن جفت، جفت دیگری انتخاب نمی‌کنه، هر روز تراژی­ک‌تر به انقراض این گونه رمان

ادامه مطلب  

چرا شما در جامعه علمی جدی گرفته نمی شوید؟  

سیناپرس: مرز میان دانشمند ومخترع بودن با سودازدگی را باید پر رنگ تر از همیشه مورد تاکید قرار داد

جوانی نابغه موفق شده است با امکاناتی ساده در خانه خود به تولید انرژی هسته ای بپردازد، مخترعی که از ده‌ها
نمایشگاه مخترعان و نوآوران گواهی دریافت کرده است موفق شده است ماشینی
اختراع کند که می توانید بدون نیاز به هر نوع سوختی حرکت کند. گروهی از
نوابغ جوان در مصر موفق شده اند ابزاری را بسازند که نه تنها امکان تشخیص
بیماری های عفونی در کسری از ثا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1