*** ماه من ***  

ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان، نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
 تو مرا داری و من، هر شب و روز
 آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من !
دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن، کارآن هایی نی

ادامه مطلب  

وصف روزگار  

 
شاهد روباه ا گر دم شدهشاهد تنها یی من گم شده
لیلی و مجنون زمان كم شدهاز غم عشقش كمرم خم شده
عاشق ما در پی یاری دگراز غم عشقم تو كمی پند بر
یار دگر دارد و حالم خرابخاطره ی خوب از او شد سراب
در به درم تنگ شده این دلماز همه ی شادي دنیا ولم
می كنم از دور نگاهی به اوتا برسد بار دگر رو به رو
رفت از این كوچه و تنها شدمبار دگر عاشق غم ها شدم
فاصله تنها یی من یك قطارهست ولی عاطفه ها تار تا ...
 

ادامه مطلب  

نمانده همسرم شادی به ايّام  

بسمۀ تعالی
*********
نمانده  همسرم  شادي  به  ایّام
***********************
ز فوتت یكصدو بیست روز طی شد               هر امّیدی كه بود از پایه پی شد
نمانده،  همسرم  شادي  به  ایّام              اگر هم مانده بودی وقت هی شد        
********************************************************

ادامه مطلب  

عبور مسيح ...  

امروز معجزه كوچكی اتفاق افتاد.آخ نفس های راحت.زندگی روزمره.بالهای بی زنجیر.امشب دوباره شب خوده شب بود.من؛همون من واقعی.بی غصه.آروم.دلخوش.راستی تو اصلا یادت هست آخرین باری كه شاد دیده باشی منو؟شادي ای كه نه فقط خندیدن باشه.از اون خوشحالی ها كه دل میخنده جای لب ها.شاملو راست گفته"خنده لب خاك و گله.خنده اصلی به دله"امشب دلم میخنده.پنجره رو آخرشب باز میكنم.هوا صافه.چندتا ستاره هست.درختا برگهاشون ریخته و تو خودشون مچاله شدن.بی روح و خشك و نزار.هوا

ادامه مطلب  

شادی و خوشبختی  

‍ وجود ِتنها یک آدم ِبی نشاط کافی است تا کلّ ِ یک خانه را مسموم ساخته و فضای آن را تیره و تار سازد.فقدان چنین آدمی فقط با معجزه امکان پذیر است. اما، به عکس، شادي و خوشبختی همانند آن مسری نیست.(#فریدریش_نیچه / از کتاب #حکمت_شادان قطعه 239)

ادامه مطلب  

مدیتشن عشق  

آرام می نشینم ، گردن، پشت و کمر صاف
چشمانم را می بندم
چندین نفس عمیق آگاهانه می کشم
با چشم دل نور عشق الهی را بالای سرم می بینم
که از آسمانها، ار عرش الهی پائین می آید و بر جسم من جاری می شود
تمام اندام هایم را در بر می گیرد
و وارد قلبم می شود
با چشم دل به قلبم نظاره می کنم
خورشید از نور سبز، از عشق الهی در آن می درخشد
و به تمام اطرافم عشق می گستراند
در تجسمم پسرم یاسین را می بینم که جلوی من آرام نشسته
او را غرق انرژی عشق می کنم
و برای او امواج عشق ،

ادامه مطلب  

تقدیم به درخشش تمام‌نشدنی کودکی  

حس عجیبی است. شادي نیست و خوشبختی هم نیست. شعفی است که ناگهان در رگ‌هایت ترشح می‌شود وقتی اتفاق ساده و یا نه چندان بزرگی می‌افتد. قصه‌ای که نوشته‌ام را هزاران کودک می‌شنوند. نمی‌دانم چندتایشان خوشحال می‌شوند، چندتا از قصه خیلی خیلی خوش‌شان می‌آید و چندتا با شخصیت‌اش همذات‌پنداری می‌کنند. با این‌که در نوشتن داستان بزرگسال هیچوقت خیلی جدی به خواننده‌ها فکر نمی‌کنم، حالا همش در فکر بچه‌های پنج، شش ساله‌ام که قصه‌ام را می‌شنوند و

ادامه مطلب  

داستان: تولد زلزله  

بادکنک ها یکی پس از دیگری ترکیدند اما اینبار نه از شادي و شور،بلکه از غصه و درد،از ترس و تنهایی به خود لرزیدند و صدای بغضشان در گوش دیوارها پیچید.

ادامه مطلب  

روزها  

این مدت را نمی دانم چطور گذشت. به یاد می آورم روزهایی که فقط گذشتن از آن ها را آرزو داشتم و اتفاقاتی که نمی دانستم چه می شود. ولی فقط بعد از همه ی این اتفاقات و رنج ها و شادي هاست که می توان به تصویری شفاف تر از زندگی رسید. اگر مدتی بیشتر بگذرد ، می توان بهتر درباره ی آن فکر کرد. هنوز فکر می کنم تحت تاثیر اتفاقاتی هستم که در این چندماه افتاده است و درست نمی توانم به آن ها فکر کنم. با این حال ، زندگی همین است و چشیدن اش هرچند تلخ است ولی مستی پس از نوش

ادامه مطلب  

چگونه شاد شویم؟  

حقیقت همین است. هر چه قدر هم که این سوال از نگاه برخی خیلی ساده و عاری از قدرت تفکر و پرسشگریِ حرفه‌ای باشد؛ باز هم پیچیدگیِ بیشتری از انتقادِ ساده‌ی آن‌ها دارد. پس باید به فکر پاسخ بود.
وقتی کودکِ خردسالی بودم، رفعِ نیازهای مادی و عاطفی که اشیاء و دیگران برایم مهیا می‌کردند می‌توانستند مرا شاد کنند. این نشان می‌داد که در آن سنین به تنهایی قادر به تحصیلِ شادي برای خود نبودم. اما اکنون که مردِ بالغی شده ام؛ حس میکنم که اغلب دوری از اشیاء و د

ادامه مطلب  

یک سال دیگر  

چشم به هم میزاری یک سال میگذره 
برای بعضی ها خوب گذشته 
و برای بعضی ها بد 
اما برای من همراه بود با اتفاقات خوب و بد 
هم شادي بود 
هم غم 
خلاصه که یک ماه رمضان دیگر رسید 
انشالله امسال هم بتوانم از عهده ی آن بربیام
خدایا کمکم کن 
 
 

ادامه مطلب  

جزو كدام والدين هستيد؟ Which parent are you?  

 جزو كدام والدین هستید؟
Which parent are you?
 والدین غیر فعال
 اینگونه والدین در ایجاد شادابی کودک هیچ نقشی ندارند و فرزندان آنها به نوعی یتیمان محسوب می شوند.
 والدین سلطه گرا
بیشتربه فکر برقراری رابطه عمودی هستن کنترل گرو نه تنها شادي کودک را تامین نمی کنند بلکه اینها را به افسردگی و پرخاشگری سوق می دهند.
 والدین نالان
اغلب گله شکایت می کنند و باعث خستگی روانی فرزندان می شوند.
 والدین نظریه پرداز
به جای انتخاب عملکرد صحیح روش خود را با به کار برد

ادامه مطلب  

روز 3 - بعد از طوفان دیدار  

سلام . تله دارم ... تله عاطفی
دیروز داغون بودما . صبحی میخائیل را در حیاط دیدم و سلام و رفت . اصلن داغون شدم . و بعدش احمدی .. قلبم درد می کرد . می دونستی نباشی شاید داغون بشم . می خواهم فکر کنم همونقدر که من فکر میک نم تو من را نمی بینی .. من را میبینی ..می بینی .. پر رنگ و...قوی .من آویزون تو هستم ؟ قراره به هم اضافه کنیم . میخائیل چی شد ؟ ما چی شدیم
دلم می خواد باشی ...یک کار مشترک
یک بودن
زیاده این
شاید دارم موج منفی بتو می فرستم ... باش
شادان باش
دلبر دیروز ت

ادامه مطلب  

خستگی  

آن قدر این مدت به چیزهای مختلفی فکر کرده ام و چیزهای مختلف اتفاق افتاده و چیزهایی می تواند اتفاق بیفتد که نمی دانم از کجا شروع کنم. دورانی از پرشورترین شادي ها و عمیق ترین و ناراحت کننده ترین رنج ها و دوست داشتن ها و نفرت ها و همه ی این چیزها ...

ادامه مطلب  

اظهار عشق چوپان به پری دریائی و...  

بیا  با  من زندگی کن  و  معشوقِ من باش ،و همه آن شادي ها و خوشی ها ،که درّه ها و تپه ها و دشت ها و چمنزارها ،و ستیغِ کوه ها و بیشه ها و جنگل ها هدیه می کننداز آنِ ما خواهد بود..ما می توانیم  باهم  بر  صخره  سنگ ها  بنشینیم ،و تماشا کنیم چِرای گوسفندان را ،در کناره رودهای کم عمق - که پرندگانِ خوش آواز ، با آهنگِ ملایم  آبشارش سرود می خوانند...و  من برای تو بستری از گل های سرخ خواهم گسترد ،و خرمنی از بنفشه و ریحان در کنارت خواهم نهاد ،و کُلاهی از گل ب

ادامه مطلب  

 

فردا شب شب یلدا است.
فردا شب شب خاطره ها است.
فردا شب شب مهمان شدن است.
فردا شب شب اولین عروس و دامادها است.
فردا شب شب خاطره بازیها است
فردا شب شب تخمه خوردن و گاز زدن هندوانه است
فردا شب شب امیدوار شدن به فردایی نزدیک است
فردا شب شب با خدا راز و نیاز کردن است.
شب یلدای همه شما به عشق و شادي
 
این متن از خودم بود. اگر کسی خواست جایی این را کپی کنه حتما با اسم من این کار را انجام بده
 

ادامه مطلب  

خبر خوش  

جمعه بود و تعطیلی. دیشب دیر وقت خوابیدم .صبح هم تا نه خوابیدم.
به خیال اینکه تو هم خوش بودی و خوابیدی.
از خواب که بیدار شدم اومدم سلام صبح به خیر بگم
دیدم که پیام دادی جایی نرفتی و خونه بودی و ناراحت
حالم به حدی بد شد که تمام شادي دیشب از یادم رفت
رفتم صبحانه و کارها و‌دوباره اومدم بهت سر بزنم دیدم که عکس دادی و رفته بودی نماز جمعه .
بهت گفتم چرا خونه موندی گفتی  حرفت شده و زدی بیرون
اصلا دیگه خوش نبودم. کلا حالم گرفته شد
که گفتی بی خیال شاد باشیم

ادامه مطلب  

 

از ماشین که پیاده شدم یه هیجان توام با شادي رو حس میکردم که هر آن امکان جایگزین شدن با یه بغض عمیق رو داشت..شادي یه فضای معنوی خوب و بغض یه دلشوره عجیب و سنگینی یه مسولیت که می بایست خوب از پسش بر بیام..و این منوط به تلاش من و گذر زمان میشد..و اگه بخوام ریزتر بگم به تلاش من که ارتباط مستقیم با قوای ذهنی و تصمیم گیری درست و در لحظه داشت..
شاید یجاها خوب نیست این همه ریز شدن تو مسایل و به اصطلاح گنده کردن همون ریزترینها.یجاها دست و پات رو میبنده و کمی

ادامه مطلب  

با تو دلم ...  

محمد! 
امشب باید در کنار تو میبودم ! اغوش تو ارامشمه ! 
محمد! من از کی معین زد گوش میکردم !؟ تو از کی در من مقیم شدی؟
محمد! باید کنار تو باشم ! من باز دلم یاد تو را کرد ! برای تنهایی ِ هر 
دو تا مون ! 
باید کنار تو باشم بذای شادي ِ هردوتامون ! پنجره را باز کنی! 
یک ذره لبخند بزن ! با تو دلم ....

ادامه مطلب  

مزامیر 48  

1  [سرود و مزمور بنیقورح] خداوند بزرگ است و بی‌نهایت مجید،در شهر خدای ما و در کوه مقدس خویش. 2  جمیل در بلندیاش و شادي تمامی جهان است کوه صهیون، در جوانب شمال، قریهٔ پادشاه عظیم. 3  خدا در قصرهای آن به ملجای بلند معروف است. 4  زیرا اینک، پادشاهان جمع شدند، و با هم درگذشتند.5  ایشان چون دیدند متعجب گردیدند. و در حیرت افتاده، فرار کردند. 6  لرزه بر ایشان در آنجا مستولی گردید و درد شدید مثل زنی که می‌زاید. 7  تو کشتیهای ترشیش را به باد شرقی شکست

ادامه مطلب  

من  

من معمولا  وقتی مینویسم از غم هام از ناراحتی ها از بدی ها می نویسم
چون وقتی ناراحتم معمولا می نویسم و وقتی  کسی نوشته هامو میخونه اونچیزی نیستم که هستم دوس دارم فقط از خوبی ها از شادي ها بنویسم و بهم انرژی بدهامیدوارم بتونم این خواسته قلبی مو عملی کنم
میخوام بدی ها گم بشن تو لحظه و نباشن هیجا حتی تو ذهنم،حتی تایپ هم نشن

ادامه مطلب  

شب یلدا  

به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشیاگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشیپیشاپیش یلدات مبارک
########اس ام اس شب یلدا########
مهم نیست هندونه ی شب یلدات شیرین نباشهیا انارات ترش از آب درادیا کدو تنبلی که بار میذاری بیمزه بشهیا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه مهم اینه که کسی داری که یلدا رو بهت تبریک بگه
########اس ام اس شب یلدا########
لبی سرد و دلی افسرده داریم / به سر افکار تیپا خورده داریم رسد پایان پاییز و از آغاز / هز

ادامه مطلب  

عادلانه  

زیاد از خودم میپرسم چرا من؟!
منکه ۱۸ سال بیشتر ندارم
منکه باید به شادابی دانه های قرمز انار میبودم یا به سرسبزی و طراوت جنگل های شمال
حالا مثل معتادهای مواد نرسیده‌ام و کویر هرگز باران ندیده
بارها از خدا پرسیدم چرا من؟!
چطور دلش امده شادي را از من بگیرد وقتی هنوز جوانم 
زندگی ابدا عادلانه نیست...

ادامه مطلب  

اعتیاد دوستان ناباب و معتاد  

برخی از افراد سست عنصر و بی اراده وقتی می بینند دوستانشان با مصرف مواد مخدر نگرانی ها و گرفتاری های روحی خود را ” خاموش می کنند ” ، و حالت” آرامش ” و” شادي موقتی” به دست می آورند، از روی کنجکاوی ترغیب می شوند تا با چند بار مصرف ، حالتی مانند آنان به دست آورند. اما همین گرایش موقت موجب اعتیاد می گردد و یک عمر بدبختی و پشیمانی را در پی می آورد.

ادامه مطلب  

آشتی.بحران و ....  

قرار بود من فکر کنم ولی نمیدونم چی شد و یباره خیلی ساده همه چز برگشت به روال عادی. به مطمین شدنش از بودن و موندن من و یکمی هم ادامه اون رفتارهای قبلی.همیشه بعد هر دعوا فقط روز اولش همه چی خوبه و البته فک میکنم طبیعی باشه.من تواین مدت طولانی خیلی تغیر کردم خیلی بیشتراز 180 درجه.من یکی از بزرگترین بحرانهای زندگیمو رد کردم نصفه نیمه ناقصانه.والبته به تنهایی. خیلی برام درد داشت عین پوست انداختن بود.واقعا درد روحی کشیدم. من بحران سی سالگی رو بتنهایی

ادامه مطلب  

 

 
 

با توامای لنگر تسکین!ای تکان‌های دل!ای آرامش ساحل!با توامای نور!ای منشور!ای تمام طیف‌های آفتابی!ای کبود ارغوانی!ای بنفشابی!با توام ای شور ای دلشوره‌ی شیرین!با توامای شادي غمگین!با توامای غم!غم مبهم!ای نمی‌دانم!هر چه هستی باش!ای کاش...نه، جز اینم آرزویی نیست:هر چه هستی باش!اما باش!
 #قیصر امین پور

ادامه مطلب  

Khoshi  

 گاهی خوشی اونقد زیر دل آدمارو میزنه که 
دل کندن از یه سری چیزا براشون میشه
کابووووس، داشتن خوشی میشه براشون اعتیاد
شاید اونا نمیدونن تواین دنیا همه چیز متعادلش خوبه
نه حالته مانیکو شیدایی عالیه،نه دپرسیو گرفتن
باید گشت دنبال دست پیداکردن به
یه چیزی وسط شادي و غم
واقعا خنده داره
چرا فراموشی گرفتیم
کجا پاگذاشتیمو
چقدر برای زندگی فرصت داریم؟
 

ادامه مطلب  

هفته وحدت گرامی باد  

 میلاد اشرف مخلوقات، پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) بر همه ی مومنین و مسلمین جهان مبارکباد.
                                     جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد پیغمبر                                         منور قلب عالم گشت از میلاد پیغمبر                                   بده ساقی می باقی که غرق عشرت و شادي                                          دل اولاد آدم گشت از میلاد پیغمبر...

ادامه مطلب  

بانـــــــــــــــــــوجــــــــــــــــــان........  

تو اگر دست نجنبانی دلم پیر شودطفل نوپای غزل باز زمین گیر شودبیقرارم که به دست آورمت من یا نهترسم از دست روی و تا ابد دیر شود
همه تقدیر جهان بی تو نمی ارزد هیچجز نگاه تو نگاهی که نمی ارزد هیچاندکی فرصت شادي که در این دنیا هستبی تو این شادي و غم ها و جهان یکجا هیچ
بانو جانفرفری موی غزل ساز منیبانو جانعشق خاموش غزل های منی
بانو جانتو از این حال دلم بی خبریبانو جانجز دل من به کسی دل ندهی

ادامه مطلب  

شب چله  

دست کم هفت هزار سال پیش نیاکان ما ایرانیان –ی عنی قوم آریا- پیش از سه تکه شدن، به دانش گاه شُماری دست یافته و دریافته بودند که واپسین شب آذرماه و نخستین شب زمستان، بُلندترین شب سال است.
شب چله یا شب یلدا جشنی است با پیشینه ای به درازای دست کم هفت هزار سال و یادگاری از مهرپرستی و آیین میترائیسم. این جشن هم چون نوروز، سیزده بدر، جشن سوری و مهرگان... پس از یورش و شکست ایرانیان از مقدونیان، اعراب، مغول ها و ترکان هم چنان پا برجا مانده و هر سال در سرا

ادامه مطلب  

ببار  

فکر کردن به چیزهای خوب به کلی انرزی نیاز داره ولی کافیه بخوای منفی فکر کنی مثل فواره روی سرت غم و.غصه میباره اونشب که بارون میومد کلی تقلا کردم و با کمک دستمال کاغذی اشکام رو کنترل کردم که به خودم بقبولونم کلی نعمت و چیزهای دوست داشتنی اطرافم رو گرفته تا حدودی هم موفق شدم ولی کلا بیشتر از اون انرزیم مصرف شد میگن غم خروار میاد شادي نمیدونم چقدر شاید سر سوزن شاید مشت 
بازم شکر که میاد مثل بارون همون شب که هوا رو لطیف کرد هرچند کم

ادامه مطلب  

هرچه خدا خواست همان میشود  

 
 
به من گفت دلخوشی بعدیش عید نوروز است.
گفتم خوشا به حالت، قدر خودت را بدان...
راستش در همین حد هم دلخوشی ندارم.
این دو معنا بیشتر ندارد:
یا همه چیز آنقدر خوب خوب است که اغنا شده ام؛
یا مسائلم آنقدر بزرگ است که گمانم نمی‌رود از شادي....
خودم هیچکدام از این دو را دوست ندارم....
خب اگر حق انتخاب داشتم، قطعا اولی را انتخاب میکردم،
اما از هیچکدام مطمئن نیستم....
 
پ.ن: تا به حال هیچوقت آرزو نکرده بودم که دلشاد بودم....
          اما چندوقتیست برای خود دلخوش

ادامه مطلب  

نامه ای به علی کربلایی حسین  

چند سالی است جای شما در هیئت خالی است علاوه بر این شما یکی از کسانی بودید که برای قنات و کاریز زحمت های فراوانی می کشیدید بارها شما را همپا و همراه مرحوم حاج عباس حسن می دیدم که جزو صاحب نظران در باره قنات بودید اما همه چیز آنگونه که فکر می کنیم پیش نمی رود زیرا در یک صبحگاه که همه در خواب و آرامش موقت بودند شما در صحرا و در حال کار و کوشش خداپسندانه و کشاورزی،ناباورانه به خواب ابدی و سفر بی بازگشت رفتید البته مرگ مرحوم مراد فرزند دلبندتان فشار

ادامه مطلب  

حال و هوای خیابان شریعتمداری سبزوار در شب یلدا / جشنواره ای شاد با حضور مردم خراسان غربی  

مردم سبزوار مراسم شب یلدای سال 96 را با همت کسبه خیابان شریعتمداری در یک دور همی شاد، سالم، متنوع و خاطره انگیز تحت عنوان جشنواره بزرگ کرسی جشن گرفتند.
 لبخند و نشاطی که در چهره شهروندان سبزواری در عکس ها و کلیپ های منتشر شده از این مراسم، به تکرار مشاهده می شود، نشان دهنده استقبال و رضایت گسترده مردم دیار سربداران از این جشنواره خیابانی است.
باید از همه کسانی که ایده این طرح زیبا را داده اند و نیز مسئولانی که از برگزاری آن حمایت کرده و در برق

ادامه مطلب  

57 سنت  

یه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود. دخترک قبلا یکبار آن کلیسا را ترک کرده بود، چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: "من نمیتونم به کانون شادي بیام!" کشیش با نگاه کردن به لباسهای پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادي پیدا کرد. دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود، بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خوا

ادامه مطلب  

پنجشنبه های دلگیر  

امروز پنجشنبه ست و دوباره تو کنارم نیستی
وقتی در کنارم نیستی
گویی گمشده‌ای دارم که چون سرگردانان پیاپی در جستجویش هستم
گمشده‌ای عزیز و دوست داشتنی
دلخوشی همیشگی روزهای سختم
شادي بخش قلب خسته‌ام
تو بهترین هدیه خداوند به من هستی
 

ادامه مطلب  

یلدا  

ایران چه آداب باشکوه وزیبا وپرمعنایی دارد؟هرشب وروز وزمانی که بعنوان یک رسم ازآن یادشده درایران حکمت ومعنایی بزرگ دارد وسببی زیبا درآن نهفته است.یلدا اولین شب زمستان و طولانیترین شب سال میباشد.ایرانیان این شب زیباراپاس میدارندواحترام .ودراین شب تانیمه شب بیدار مانده وبه شادي وبیدارباش وبزم وگرمی خود معنایی گران میبخشند.این آداب منحصراست به تنهاایرانیان ودیگرهیچکس.البته همگان رشک میورزندبه ماایرانیان که چنین آداب زیبا.باشکوه وپرمعنا

ادامه مطلب  

نقش همسر خوشحال در زندگی شما  

 
 
یکی از مطالعات اخیر نشان می دهد که داشتن همسر شاد و خوش حال، برای سلامتی مفید است. محققان بعد از ارزیابی نهایی به این نتیجه رسیدند که افرادی که دارای همسر شاد هستند، بسیار بیشتر از دیگران اظهار سلامتی می کنند.
 
داشتن همسری شاد برای سلامتی مفید است‎
 
یکی از مطالعات اخیر نشان می دهد که داشتن همسری شاد برای سلامتی مفید است. محققان بعد از ارزیابی نهایی به این نتیجه رسیدند که افرادی که دارای همسر شاد هستند، بسیار بیشتر از دیگران اظهار سلامت

ادامه مطلب  

***درونم***  

خاطره ای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی
سر ستیز با آن ندارم ، توانش را نیز
برایم شادي است و اندوه
در چشمانم خیره شود اگر کسی
آن را خواهد دید
غمگین تر از آنی خواهد شد
که داستانی اندوه زا شنیده است
می دانم خدایان ، انسان را
بدل به شیئی می کنند ، بی آن که روح را از او بر گیرند
تو نیز بدل به سنگی شده ای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی .....
 

ادامه مطلب  

دل من!  

هوالصبور
السلام علیک یااباصالح
همیشه وقتی حال آدم خوبه  یکی ....
بگذریم..
غصه نخوردل من!
میگذره
مثل اینهمه سال که گذشت
مثل مستی روزهای خوشی که داشتی وگذشت
غصه نخورمیگذره دل من!
ولی یه روزهای خوبی هم توراهه
روزهایی که اگه برای توخوب نباشه برای آدمهای دنیاخوبه
وتوهمیشه دلخوشیهاتوبه شادي دل آدمهای دنیافروختی
وقتی اروم میشی بدون ضررنکردی
--------------
-----------------
بابایی دلم خوشه که هرپنجشنبه میام پیشت وکلی کنارت میشینم
امااین روزهاآدمهای زیادی نیازب

ادامه مطلب  

برای کودکی که زاده شد  

یک شب سر آرام به بالین نمیشود گذاشت
یک لقمه غذای دلنشین نمیشود خورد
نمیتوانی شاد باشی در خانه ای گرم در کنار خانواده
شادي دیدن لبخند رضایت کودکمان حرام است
تفریحی ساده و کوچک زهر میشود
هیچ چیز لذت بخش نیست
تا وقتی دنیا همین دنیاست و آدمها همین
تاوقتی چهره تو دوخته شده به پلکهای من بستن چشمها را چه سود
تو - شماها – با آن دستهای کوچک سرد، با آن پاهای خسته، با چشمهایی که باز نمیماند از خستگی کار و گاهی درس و شاید دانه ای کودکی
شماها رنج آدم بودن و

ادامه مطلب  

بچه هااااااااااااااااا سلام!!  

بچه ها!! بچه ها!!
من برگشتم!!!!!
 
نمیدونم وزنم چقدره! آخه باتری ترازو تموم شده  ولی تقریبا باید 68-69 باشم! یعنی حدس میزنم
 
کی هست؟ کی نیست؟؟؟
دست ها بالا!
من بشدت پر از انگیزه ام برای کم شدن وزن!!!
برنامه های شادي بخش عید خارجکیا نزدیک است و بنده باید سریع کم بشه وزنم!! 
 و البته اینکه تابستون نزدیکه و من با این گرما نمیخوام شلوار بلند بپوشم که خفه نشم!
 
بشتابید!!! بشتابید برنامه ریزی کنیم 

ادامه مطلب  

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود  

 
 
دانسته های عاشقانه و نادانسته های عاقلانه؟
یا
دانسته های عاقلانه و نادانسته های عاشقانه؟
 
به نظرم گرفتاری کلی بشر همینه که تمایز این دو رو نمیدونه....
از این جهت خدمتتون عارضم که در ذهن اینجانب، اصلی ترین جنبه زندگی بشر از ازل تا به ابد 
بر پایه لذت ج.سی استواره.... 
یعنی تمام علوم اقتصادی اجتماعی پزشکی و حتی هنر....
یعنی حتی جنگها و سازمان جهانی صلح و دخترشایسته حتی!!
خب حالا سوال اینه، این بنا بر چه پایه و مبنایی شکل میگیره!؟
این داستان های

ادامه مطلب  

نوستالژی ما  

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی
 
زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می‌گذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت‌ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه سری چه دُمی عجب پایی
پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می‌خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود
 
 
***
 
 
«روباه

ادامه مطلب  

روستاهای دهستان لک قروه  

دهستان لکچمقلوشیدا / نجف آباد /احمد آباد باش/تازه آباد گیلکلو/جعفر/چراغ آباد شکر آباد/حسن خان/حسین آباد الاخان/سیلاب/شادي آباد/شوراب هزاره/کمال آباد محمد صالح/گزل قایه/گیلکلو/محمدصالح/ نیازبلاغ / عباس آباد/عبدل آباد/عربشاه/فرهاد آباد/فیروز آباد/ملک آباد/منتش

ادامه مطلب  

دردنسل  

از مادری میگم که برام قصه گو بود 
اسمش ایرانو تمدنش سه هزار سال بود 
بزرگ کرد مارو تو این چند نسل 
کوچیک شد و رفتش تو این چندفصل 
شاهنامه و فردوسی و سعدی و حافظ 
همشونو خاک گرفت تو این واعظ 
آره اینا همش بود یه سری حرف حق 
اما کوگوش شنوا واسه حرف من
از پدری میگم که اسمش آخوند بود
کارش چی بود چیزی نبود رو خاک بود
اومدن و کردنش امتی رهبری 
شروع شد فقر و فحشا از بیت رهبر 
افسوس پدری که برام سمبل بود 
سمبل آخوند برای کل زمان بود 
شادي رفت و غصه افزون

ادامه مطلب  

دلتنگی  

آدم ها گاهی دلتنگ اونایی میشن که هیچ وقت نیستن! کاش حداقل خبر از بودنشون نمیدادن،کاش خبر از ماندنشان نمیدادند وقتی هستند و نیستند! شاید فقط خودم میفهمم چی نوشتم ...
چه بده اصلا اونایی که دلتنگشونیم حتی به فکرتونم نیستند مراقبتون نیستند،خیلی وقت ها شادي و زندگی و فکرتون و میذارید برای همین ادما ولی اونا انگار نه انگار شما هستید ...
سعی میکنم ...
شب چرا میکشد مرا؟تو نشسته ای کجای ماجرا؟من چنان گریه میکنم که خدا بغل کند مگر مرا...
خزعبلات نیمه شب ...

ادامه مطلب  

•57  

معجزه ی این روزای من کسیه که تو آغوشش همه ی درد و غمامو از یاد میبرم ..آرامش این روزای سختم کسیه که با نگاه کردن به دوتاچشمِ قهوه ایش هوش از سرم میپرونه .. همه ی دلخوشیه این روزام شنیدن صدای کسیه که دیوونه وار عاشقشم .. کسی که با اومدنش بهم فهموند زندگی میتونه خیلی قشنگ تر از فیلما باشه ، بهم فهموند میشه با لبخندای کسی که دوسش داری تا اوج آسمون بری و از شادي بال در بیاری .. همه ی حس و حال خوب این روزامو مدیونِ عشقِ زندگیمم .. کسی که با وجودش رنگ پاشید

ادامه مطلب  

9 دیِ 96  

سلام..
خوبم
نه
مث قبلم
امروز اما میخوام از مهدی بنویسم..
مهدی کیه؟
هووووووم
اولین کلمه ای که ب ذهنم میرسه بعد از این اسم "داداش"
پارسال ی ماه بعد از همین روزا بود که یه رابطه تقریبی درست حسابی بین فاطمه و مهدی شکل گرفت
حالا کاری ب اوناش ندارم.
پارسال اواخر اسفند ماه بود که برادرم من رو ب اتوبوس رسوند
پارسال فرودین بود که مردونه برادری کرد..
پارسال بود که مهدی محمد رو وارد زندگی من کرد.
فروردین بود که من حالم بد بود و صب تا شب فاطمه و مهدی کنارم بود

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1