مرد یا نامرد  

برادرم همیشه می گفت به مذهبیا اعتماد نکن اما من عاشق ادمای ریش دارم انگار از بهشت اومدن
علتشم می دونم حس نوستالژیک برادرم که ی زمانی اونقدر مومن بودکه از روزه بی سحری تو روزای گرم تابستون هم نمی گذشت
حس نوستالژی دوستاش که وقتی خیلی خیلی بچه بودم خبر شهادت شون رو در اخرين روزای جنگ دادن
حمیدرضا در اخرين روزای جنگ شهید شد دانشجوی پزشکی بود و من با چشمای بهت زده می فهمیدم که شهادت یعنی اونی که دوستش داری دیگه نیست
اونی نماز می خونه عین داداش و د

ادامه مطلب  

احمق نباشيم  

نمی دونم همه اینجورین یا فقط این دخترا هستن كه توو اوج دوستی همه چیز رو به هم دروغ میگن؟البته الان رو صورت اكثریت ادما یه ماسكه كه خیلی سخت میشه فهمید توو سرش چی میگذره.. 
خیلی بده تو زندگیت از دوست و همكلاسی نا امید بشی.. پیش خودت میگی این اخرين باری بود كه دروغاشو باور كردم ولی ....
دیگه سعی می كنم احمق نباشم☹️ شما چطور؟

ادامه مطلب  

 

همیشه اخرين لحظه ای که ناامیدیمو داغون یکی میادکه  شاید برای همیشه 
 اما پسش میزنیم .
بیچاره اون ادمی که با هزار فکرو خیال خاسته بمونه اما چون ما رفتیم سراغ ادماو اونامارو پس زدن میخایم ایندفعه تلافی میکنیم این بار ماییم ک حوصله هیچکسو نداریم

ادامه مطلب  

تابستون....  

سلام بچه ها خوبین؟من این تابستون تصمیم گرفتم رمان های زیادی بخونم شعر بخونم اگه حوصله داشتم شعر بگم راستش تو۲روز رمان یک بعلاوه یک رو خوندم خیلی پسندیدم .راستی من رمان عاشقانه دوس ندارم به خاطر همین این رمان ها رو بهتون پیشنهاد میدم بخونین شازده کوچلو،سه تفنگدار ،کنت مونت کریستو دوما،اخرين انار دنیا،و...

ادامه مطلب  

پست ۹۲  

حسرت ی مسافرت دونفره رو دلمه...
حسرت ماشین داشتن و اینکه باهم بریم بیرون...
چیزای ساده ای که من هنوز بعد سه سال تجربه نکردم...
*شاید اخرين باری ک رفتیم بیرون و شام خوردیم به یک سال پیش برگرده....
گاهی وقتا باخودم میگم اگر معیار انتخابم پول و اینچیزا بود شاید الان خوشبخت تر بودم...هرچند پول خوشبختی نمیاره...اما من فقط طبق روایات و حدیث ملاکم رو گذاشتم رو ایمان ...
که ایمانی هم در تو نبود!

ادامه مطلب  

تو دریای من بودی...  

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
 
دکتر

ادامه مطلب  

دل نوشته احمقانه دخترم 22  

همیشه سعی کنین ارزوهاتونو جایی بنویسین، اینُ قبلا یطور دیگشُ از یکی از دوستام شنیدم
اما اخرين بار داداش بهم گفت این کارو کنم
فکر کنم تقریبا یک ماه پیش حالا یکم این ور اون ور بهم گفت
منم تازه حرفشو گوش کردم و گفتم شاید اینجوری انگیزه م بیشتر شه
راستی شما برای داشتن انگیزه چکار می کنین ؟
اگه راه حلی دارید بهم بگید خوشحال میشم :)
مرسی که می خونید :)
+ این روزها حالِ دلم بارونیِ ...
عجیب و شدید ...
درمانده و بیراه
اما خدا هست و دلخوشم به بودنش :)

ادامه مطلب  

حس  

سلام 
زمان زیادی از اخرين نوشتم میگذره.....الان مینویسم...
بعضی حسا رو نمیشه به زبون اورد.......
مث حس پیداکردن دوست باوفای قدیمیت.....مث یاداوری بعضی خاطرات قشنگ...
مث خوندنش برات....همون اهنگ همیشگی.....
وهمینطور بعضی حسا ادمو از درون له میکنه.....
وقتی میفهمی دیگه هیچی مثل قبل نمیشه..............دقیقا همون چیزی که میترسیدم ازش.......زمین گرده.....
.
.
پ.ن: زمان خیلی بی رحمه، چقدر عوضی و اشغاله که فقط تو یکسال میتونه هم خیلی چیزارو بسازه هم گند بزنه ب همه چی......

ادامه مطلب  

گلدون بیچاره  

اهنگ و قط کردم و دارم قهوه میخورح و به گلدونی ک دو دقه پیش شکستم نگاه میکنم 
بهتر از این نمیشد واقعا
سرش از بدنش جدا شده افتاده اونور :/ تاسف باره
لاکهامو جلوی اینه چیدم و فهمیدم از اخرين بار که یکنفر لاک زده 
درشون و محکم نکرده و یکی الی چندتاشون خشک شدن :/
هنوز هیچ جایی واسه گذاشتن کیفهام پیدا نکردم 
و به این نتیجه زسیدم که عاقل ترین دختر اونه که فقط یه کیف مشکی کوچیک داره 
که جا نمیگیره
قهوه ی تلخ واقعا نوشیدنی دلچسبیه البته اگه هوا یکم سرد می

ادامه مطلب  

پنج شنبه 25 مرداد  

روزی که اشتباه کردم ....
بیشتر از ظرفیت و امکانات ما مریض اومد :( 
خیلی عصبانی بود .... خیلی . 
دوست داشتم با خاطره ی خوب از هم جدا شیم . نشد . 
فقط اخرش گفتم میشه یه چیزی بگم ؟ جمله ی اخر . حلال کنید . شاید رفتم دیگه برنگشتم . همونطور که عصبی و دلخور بود گفت میری و میای هیچیت هم نمیشه . گفتم زندگیه دیگه !روش ننوشته ! در هر صورت دوست ندارم اخرين خاطره ایکه ازم دارید " ناراحتی " باشه .
یادم باشه از این به بعد شمارش دقیق داشته باشم . 
 
سفر به دیار ایگرگ بزرگ . 

ادامه مطلب  

متن وصیت نامه شهید داود اعتمادی  

متن وصیت نامه شهید داود اعتمادی
یاحسین بن علی علیه السلام
یا فاطمه زهرا سلام الله علیها
یا صاحب الزمان ادرکنی
شهید از همه افضل است
ملتی که شهدات دارد اسارت ندارد (امام خمینی)
ما رزمندگان اسلام تا اخرين وقت وتا آخرین نفس ایستادیم
یا مهدی ادرکنی
داود اعتمادی از بم

ادامه مطلب  

فک کنم این اخرین ریسمونی بود که بهش چنگ زدم  

 
دومینو بازی کردید ؟ 
یه ساعت وقت میذارید ، یجور شوق خاصی واسه شکل نهاییش تو دلتوته
اب دهنتو قورت میدیو با ترس و لرز یکی یکی میچینی ...
شاید ساعتها وقت ببره ... کلی کلنجار بری 
کلی شکل نهاییشو تو ذهنم تجسم کنی
اما تهش با یه اشتباه همه چی میریزه 
خراب میشه 
میبینی که داره خاب میشه و هر چی دست و پا بزنی درست نمیشه
حالا نفس حبس شدتو میدی بیرون
همه چی تموم شده ... باس از اول شروع کنی
من الان یه همچین حسیو دارم منتهی ... 
نمیشه از اول شروع کرد
دومینوی من د

ادامه مطلب  

بعد از مدت مدید!  

خب پس از مدت مدیدی که نبودم گفتم بیام دوباره وبلاگ نمیدونم بعد این پست بازم وقت یمکنم منظم بیام پست بزارم و به وبتون بیام یا ن 
راستش این مدت خیلی سر در گم و بی حوصله ام و خب تقریبا حوصله هیچیو نداشتم تلگرام فیلم تفریح خواب بیدار موندن هیچ کار حتی نقاشی کردن نوشتن! 
کانال های تلگرامم شاید پیاماشون از ۱۰۰۰ رد کرده باشن ولی هنوز حس دید زدنشون نیست! 
اگر راه کاری میدونید بگید منم زود تر از سر درگمی در بیام و به یه ثباتی برسم 
تیرم داره تموم میشه! ل

ادامه مطلب  

سفر  

دیشب تو هیئت مراسم شب هفت به خوبی برگذار شد و ...
شب اتوبوس اومد جلو در و همه سوار شدیم و اومدیم دهات اینجا هم یه قراره یا ختم بگذار شه و شب برمیگردیم
دیشب تا صبح ته اتوبوس برای ما نوه ها پتو پهن بود و من و حانی پشت صندلی مردیم از گرما و بدن درد .
سفر قبلی این مسیر با مامان اومده بودم و حالم کلی خوب شده بود همونجا گفتم مطمنم المان بودن مسرم دروغه چون اینحا احساس نزدیکی باهاش میکنم و نفس کشی دنم هم خوب شده ! اخرين سفری که باهاش اومده بودم کلی خوش گذرو

ادامه مطلب  

وقتی مامان نیست..  

دو هفتس مامان رفته مسافرت تا تو اخرين شیمی درمانی خواهری کنارش باشه، احتمالا یک هفته دیگه هم بمونه.
تو این مدت درک کردم که چقدرر خونه داری سخته، اونم برای منِ تنبل که از خونه داری متنفرم.. هی شام بپز، فکر ناهار فردا رو بکن و....! 
یه سایت باحال پیدا کردم، چی بپزم   میگی تو خونه چی داری، و با توجه به مواد اولیه ای که تو خونه داری یه سری پیشنهاد بهت میده.
پ.ن: عیدتون مبارک

ادامه مطلب  

در انتظار تابستان!  

کلی وقت از اخرين پستم گذشته و الان فقط یکی از پروژه هام مونده که چند روز دیگه تحویل میدم و بعدش واقعا همه چی تموم میشه..
کلی کار هست که میخوام بکنم ولی حس میکنم فرصت خیلی کمه..چون تابستونم از سه ماه به دو ماه کاهش یافته..
ولی همینشم خوبه..
اصلا همین که زنده باشم خوبه..:)
 

ادامه مطلب  

البرتم  

چند روز حرف نزدیم
فكر كنم دلیلش رو بدونی كه چرا 
اخرين روزی باهم حرف زدیم امشب نه دیشب نه پری روز جمعه  شبش ی حس داشتم 
انگار خوشحال بودی ندیدمت حس كردم خوشحالی و این منو هم خوشحال كرد 
همیشه خوشحال باش  همیشه بخند همیشه شاد باش 
ارزش تو بهترین چیز هاست  و تو خیلی با ارزشی 
ی چیزی ازت میخوام همونی كه تو از من خواستی
خوشبخت باش و  قول بدی همیشه كاری كنی كه زندگیتون بهترین زندگی باشه
اولین چیزی كه ازم خواستی همین بود  و منم از تو میخوام  
میدونی

ادامه مطلب  

نيم ساعت  

 نوشتم عشقم 
میخوام از چیزی كه ناراحتم میكنه بنویسم 
چون قول دادیم بهم بگیم  
اینكه میدونم هر دقیقه كه میگذره دارم به اون روز نزدیك تر میشم حالم رو بد میكنم
یا اینكه این روز ها اخرين روز های هستن كه میتونم اون جوریه كه میخوام بهات حرف بزنم
نفسی من وقتی با تو حرف میزنم اصلا خسته نمیشم اصلا خوابم نمیاد میشم مثل كسی كه 
همه استراحت های خودش رو كرده و اصلا خستگی در خودش نمیبینه 
نفسی بودنت همش انرژیه  برام ی انرژی غیرقایل وصفی   وقتی كنارمی وقتی

ادامه مطلب  

Dream league soccer  

سلام و عرض پوزش بابت دیر گذاشتن مطالب
این شرکت (First touch games) اولین بازی خود را به اسم Dream league soccer در سال 2013 یا 1392 انتشار داد و در سال 2015 (1394) اخرين اپدیت را انجام داد
2014 بازی دوم به اسم score ثبت شد اما قابل کنترل کامل نبود و با حرکت انگشت کنترل می شد
2015 score hero اپدید 2016 مثال score اما ازاد است و میتوانید به هر نفر پاس بدهید
2015 FTS مثل بازی اول اما گرافیک بالا تر
2016-Dream league soccer now این مجموع مثل بازی اول است اما
گرافیک +
جزئیات بیشتر +
سخن های بیشتر گزارشگر +
گرافی

ادامه مطلب  

کنکور  

سلام بچه هاخوبین؟امروز ۱۰مرداده ،دیشب شب کابوسی برام بود خواهرم گفت بیا شمار ه صندلیتو بگو رتبه هارو میشه نگاه کرد رفتیم. سایت ودیدیم دنیا روسرم خراب شد احساس کردم سنگ بزرگی روی سرم انداخته شده من که زیاد خونده بودم زیاد هزینه کرده بودم هزینه برا دی وی دی ها،هزینه برا ازمون ها،هزینه سه روز یکبار این همه از صبح تا شب میخوندم اخرش رتبم باید این جوری بشه مثل دیوانه ها شدم رفتم اتاق چراغ خاموش کردم وگریه کردم چند تا قرص خوردم هر جوری کردم خوابم

ادامه مطلب  

قربان  

دلم تو سینه میکوبه پسرک دیگه اروم ووقرار ازم رفته ، دلتنگی یه درده این دلتنگی مادر و فرزندی هزار و یک درد ... دارم میمیرم پسرِ مامان ! تو چه حالی داری که هیچکس به فکر وصالمون نمیافته ؟ چقدر غرق خوشبختی و ارامشی که هوس کمک و قدم خیر برداشتن نمیکنن ؟ چقدر خوب و راضی هستی از دوری مامان که هیچکس هوای دلتنگی من به سرش نمیافته ؟ پسر عزیزم دیروز عرفه بود، بعد نهار رفتم خونه ی خودمون ، خونه ی جدید من و تو ‌.. نمازم و خوندم و برای اولین بار با دلهره و اشک وس

ادامه مطلب  

اثرات بد وخوب خیانت این انگل در اطرافیان  

خیانت  این  انگل  فقط  به من  نبود  بلکه  به  اعتماد  ها  بود  چون  هرکس  که داستان  مارو  دید  دیگر  مثل  سابق  فکر نمیکند  دیگر  مردیبا محبت  خونشو بنام  زنش  نمیزند
دیگر کسی قسم  امام حسین  را باور  نمیکند
دیگر  کسی  رجوع  دوباره  نمیکند  
دیگر  کسی  همه  درامدش  را  چه کم  چه  زیاد  بدونه  حساب کتاب  در اختیار  زنش  قرار  نمیدهد 
دیگر  مرد  زنش  را نیمه  دیگر وجودش حساب  نمیکند  
دیگر کسی  گول  مریضی  اعصاب ساختگی  را نمیخوورد و نمی

ادامه مطلب  

-13-  

انقدر زیر دلم درد میکنه که حال نوشتن و تایپ کردن ندارم ولی باید حتما اینو ثبت کنم که دیشب چی بهم گذشت . دیشب یعنی اخرای شب طبق همیشه که اوج کلافگی و دلتنگی بنده ست باز به سرم زد که واسه اینکه هی زمان اخرين بازدید جناب م.ش رو چک نکنم و حرص بخورم ،لذا تصمیم به پاک کردن شماره ش گرفتم.
شماره شو پاک کردم رفتم تو تلگرام چشمم خورد به اخرين چتمون دیدم به جایی که شماره بیوفته آی دی ش افتاده ، انقدر حالم بد شد انقدر بهم ریختم که حد نداشت هی با خودم میگفتم پس

ادامه مطلب  

خونه ی نو مبارک  

گفتن بهتون تسلیت میگیم . من و داداشام مات موندیم . تو حیاط بیمارستان مامان بود خاله ها بودن دایی بود نوه ها بودن اما مامان بزرگ دیگه زنده نبود . من و داداش بزرگه با گریه رفتیم تو اتاقش . داشتن دستگاهها رو ازش جدا میکردن . داداش بزرگه خم شده بود رو صروتش و های های گریه میکرد حتی بیشتر از وقتی که بابابزرگ مرده بود . وقتی بوسیدمش هنوز یه ذره گرم بود. بمیرم براش که تمام صورتش و تنش کبود بود . سوار امبولانس کردنش بردنش سرخونه که صبح بشورنش و اماده اش کن

ادامه مطلب  

جیگر من  

سلام دلبر من 
بازم امیدوارم خوشحال باشی و لبخند رو لبات 
نفسی باز این دل لعنتی واست تنگ شده خیلی دلم میخاست این چند روزو ک امروز اخرين روزشه رو یک جا تنها باشیم و با هم حرف بزنیم بگیم بخندیم من بیام طرفت و تو هی فرار کنی ولی انگار نشد 
ولی نمیدونم شاید ی روزی این اتفاق دوباره بیفته ولی همین که بهک ثابت کردی واس همیشه مال منی حالمو خوب کرده چون جز تو کسی نمیتونه مرحم این قلب من بشه تنها تسکین دهندش تویی
نفسی دیشب ک نشسته بودیم مامان بهم میگه خیل

ادامه مطلب  

Num547  

کاش یه ذره درکم میکردی.۸ ماه گذشت و الان که اخرين روزای بارداریم رو دارم به سختی میگذرونم حس میکنم نه حرفامو میفهمی نه دردامو و نه حس هامو.یه فاصله خیلی عمیقی حس میکنم بین خودمون که نمیدونم درست میشه یا روز به روز خراب تر؟حالم زیاد خوب نیست.چون درد دارم.ولی تو تو کار خودتی حتی اگه به زبون هم بیارم که بهت نیاز دارم انقد بی توجهی که نمیبینی و چون قبلا چند بار گفتم و توجه نکردی اینبار دیگه سکوت میکنم.ولی این لحظه ها میگذره و دیگه برنمیگرده که بخوا

ادامه مطلب  

نقطه پایان  

خسته ام 
با یه دنیا حرف گفته نشده 
دختری که خودتو کشتی تا ازش بله بگیری امشب برای اخرين بار با چشمای گریون تو چشمات نگاه کرد و گفت به هر قیمتی شده فراموشت میکنم .
ادم باید با یه دختر عاشق چکار کنه دیگه . چکار میتونه بکنه. هرچی فکر میکنم به هیچ جا نمیرسم. مثل همون قطار شهربازیه. حرف زدنم نمیاد. خسته تر از اونیم که بخوام حرف بزنم . حرفایی رو که هزار بار زدم و هیچوقت گوش نکردی . 
برات دعا میکنم . دعایی که از نفرین بدتره. به حرمت همون لحظه هایی که تو حرم

ادامه مطلب  

هزار و نود و نه شب  

دیشب خوابم نمیبرد فیسبوک حسابی چرخیدم بعدش بازم خوبم نمیبرد. وقتی هم خوابیدم مدام خوابای مختلف میدیدم ساعت 8 بیدار شدم ولی دلم نمیخواست از جام بلند بشم. هیچ حوصله نداشتم بلاخره ساعت 11 صبح از اتاق بیرون رفتم.
یه چای زعفرون خوردم و نشستم پشت سیستم تا روز اخر حجم باقی مونده رو فیلم دانلود کنم. وسطش ناهار درست کردم و با خواهر زاده و مادر خانم میل کردیم. ساعت 16 خسته شدم. سیستمو خاموش کردم.
مرغ عشقا رو شستم و قفساشونو تمیز کردم. وحشی هستند با آدما ارت

ادامه مطلب  

عکست  

 
همینجور که دارم مینویسم... دارم به عکست نگاه میکنم...
انقد نگاه به عکست انداختم انقد دقت کردم که پستی بلندی های گونتو حفظم...
نگاه به نگاهت میشینم یه ساعت فک میکنم
چطور چهره و نگاه به این مهربونی میتونه انقد نامهربونی کنه و منو حتی قابل ندونه یبار ببینمش...
یبار امتحانم نکنه یکبار بهم اجازه نده شانسمو امتحان کنم و باهاش زندگی کنم...
این امتحان خدا باشه من راضیم شاید خدا داره صبرمو امتحان میکنه...
من که سخت میشه برام انقد دوری که حتی حق حرف زدن باه

ادامه مطلب  

تولدم مبارک...  

دیروز تولدم بود . 
دیروز 26ساله شدم ، هنوزم باورم نمیشه که اینقدر زود زمان سپری شد. 
انگار همین دیروز بود مادرم بهم گفت اخرين تولدی که خونمون هستی تولد 25سالگیته و حالا تولد 26سالگی و نبود مادر پدر ...
همسرم دیروز گفت برای تولد چه کنیم ، گفتم بریم رستوران شب نشین، همسرم گفت نمیشه چون شب باید برم فوتبال منم با اینکه یکم ناراحت شدم گفتم عیب نداره کار خاصی نمیکنیم.وقتی دختر عمش پیامک داد که شب بیاید خونمون شام دلمه داریم کلی ذوق کردم اخه سالن فوتبال

ادامه مطلب  

آنقدر در را میزنم تا بگشایی  

بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام علیکم. شاید در وبلاگ من که بیاید مرا مسخره کنید و کامنت خنده بزارید برایم..اما من به شما میگم که خودتتون را مسخره کنید  قطرات آب که آب هستند در این جهان شعور دارند . و درک میکنند ..تمام عوامل این دنیا قدرت درک دارند و اگر شما  این قانون را بفهمید که مخلوقات دنیا کافیست با احترام خواسته ای از آن داشته باشید و از خدای مهربون هم بخواهید حتما جواب میگیرید.من این موضوع را خیلی تجربه کرده ام.. شاید باورتان نشود ولی تا حالا 7

ادامه مطلب  

توصیه ها در ثبت نام کنکور كارشناسی ارشد سراسری و آزاد ۹۷  

ثبت نام آزمون كارشناسی ارشد 97 پس از اطلاعیه های متعدد سازمان سنجش اعلام خواهد شد داوطلبان كنكور كارشناسی ارشد 97 برای ثبت نام در ازمون 97 توصیه می شود موارد زیر را رعایت كنند.
 
1- دفترچه ثبت نام ازمون كارشناسی ارشد 97را از روی سایت سازمان سنجش یا از روی سایت مرجع اخبار دانشگاهی به ادرس  www.unr.ir دانلود كنند.
2- تمام صفحات دفترچه ثبت نام آزمون كارشناسی ارشد 97 را مطالعه كنند.
3-  با مشاركت و همكاری دیجیتالی مرجع اخبار دانشگاهی و موسسه سنجش امیركبیر دا

ادامه مطلب  

شب نامه  

وجودم دارد پر از تاریکی میشود.اما من نور را دوست دارم نوری که امید و شادی در ان پوج بزند...کلامی روح دیگر را نخراشد...عملی لوح ذهن زیابایی را کثیف نکند...این از نظر دیگران ارمانگراییست راست میگویند...ما ادم ها پلید هستیم...نمیتوانیم کسی را ناراحت نکنیم...یا از اون حمایت کنیم....یا اینکه او را درک کنیم...یا حداقل با اون اظهار فقط کلامی همدردی کنیم...فقط میخواهیم افکار مهلک و سمی خودمون رو مثل قارچ روی دیگران بریزیم ...کلام با قدرت ترین قدرت دنیاست حتی ب

ادامه مطلب  

106  

به نام خدا
دلم بقدری گرفته که الان حتی توان گریه کردن هم ندارمم 
زندگی یجورایی انگار روم قفل شده! با حالت شبیه به روزمرگی
کی گفته بود من میتونم از پس زندگی بر بیاممم... کاش قبل از به دنیا اومدن خدا ازمون سوال میکرد میخوای به دنیا بیای یا نه؟؟!! شاید اینجوری خودمون مقصر به دنیا اومدن بودیم ... نمیدونم انسانیم از اونجایی که انسان خیلی حریصه و طمع کار شاید حتی اگه میپرسید همه میگفتن آره ... ولی اگه فقط ۱ درصد میدونست زمین چجور جاییه هیچوقت دنیا نمیوم

ادامه مطلب  

افکارم  

دلم میخواست اسمون ریسمون بهم ببافم، که حرف های خاله زنکی بزنم و با شوق از اتفاقات افتاده یا بعضاً نیفتاده وراجی کنم، ولی خب!من ادمااین شر ور ها نیستم! لیانای شاد درونم این روزا علاقه ی خاصی به خودی نشون دادن داره، دلش میخواد برای هزارمین بار familiar از لیام پین رو پلی کنه و وسط سن جلوی چشم همه ی اون احمقای حراف برقصه و برقصه و برقصه...
دلم میخواست حرفای سیاسی بزنم، با ژولیت برابری خواه و ازادی خواه بزنیم به خیابونایشلوغ و همه رو راضی کنیم به فمینی

ادامه مطلب  

narciss:)  

دیدمت..دیدمت و برای یک صدم ثانیهمردم و زنده شدم.حرکاتت و تصمیمات انقدری قابل پیش بینیهست ک میدونستم بعد این ملاقاتشاید تا ماه های دیگه نبینمت..
از رنگ شالت موهاتابروهاتچشاتبینیت لبات چونه اتیبار دیگه چشات:)مانتویی ک پوشیده بودیتا رنگ لاکتهمشونو تو ذهنم ثبت کردم.با من حرف میزدی ، انقد صمیمی بودی انگار فراموش کردی اخرين بار چجوری تو پارک سر هم داد میزدیم..میخندیدی..چشات جمع میشد:)))همراهیت کردم.پرسیدم خب چیشد؟گفدی ازین تصمیمم هم مث بقیه تصمیم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1